جک جدید سری دوم

یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود. اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!


یه روز یه پسر میره خواستگاری  دختره میگه می خوام درس بخونم  پسره میگه عیبی نداره یه ساعت دیگه برمی گردم


گنجیشکه با موتور تصادف میکنه.....بیهوش میشه....میندازنش تو قفس...به هوش که میاد میله ها رو میبینه ..میزنه تو سر خودش میگه خاک بر سرم شد....موتوریه مرد.....
بانمک

روز قیامت از چوپان دروغ  سئوال میکنند :میگند :اسم
و چوپان دروغگو جواب میده :دهقان فداکار


یک روز یک مرد یک ۲۵ تومانی رو زمین می بینه دولا مشه اون را ورداره بعد  میگوزه میگه برای ۲۵ تومنی ام دزگیر گزاشتند
محمد

ترکه از هالمیره از پزیرایی میاد
بهنام

رشتی کتاب چاپ می کنه اولش مینویسه تقدیم به پدرم که دوست صمیمی بابابم بود!!
محمد

یک بابایی یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش میبیندش، ازش می‌پرسه: جریان ‌این ماهیه چیه؟ میگه: ‌دارم برای شام می‌برمش خونه. ماهیه میگه: مرسی من شام خوردم، منو ببر سینما!
پوچ در پ.چ

یارو داشته می رفته نگو داشته بر می گشته
meisam_dj_m

یه پرگار ضربه ی مغزی می شه شش ضلعی می کشه
dj_ghasem_m

یه روز یه مرده از حال میره از اتاق پزیرایی سر درمی یاره
میثم

یه روز یه ترکه می خواست بره بهشت زهرا گل فروشی بسته بود بجاش کمپوت خرید
قاسم

یه ترکه نماز قضا زیاد داشت زیر جا نمازش کاربن گذاشت
اوج کراهت

یه روز از بابای شهید فهمیده می پرسن: از پسرت راضی هستی؟
میگه: چی میگی بابا. هنوز دارم قسط تانکه رو می دم!!
اوج کراهت

یه روز یه ترکه توی صندوق صدقات پول می ندازه. داره از خیابون رد میشه یه ماشین میزنه بهش پرتش میکنه کنار خیابون. می بینه یکی دیگه داره تو اون صندوقه پول میندازه. میگه: پول ننداز. صندوق خرابه!   
یاسمن

یارو راهبه هفت- هشت سال تو یک قبیله آفریقایی زندگی کرده بوده و تو این مدت کلی از آداب تمدن -مثل کشاورزی و خونه آجری ساختن و صد البته یکتا پرستی و الخ- رو یادشون داده بوده... یک روز هوا میکنه که بهشون انگلیسی هم یاد بده. خلاصه رئیس قبیله رو صدا میکنه، باهم شروع میکنن قدم زدن تا میرسن به یک درخت. راهبه اشاره میکنه به درخته، میگه: «درخت». رئیس قبیله کلشو تکون میده، اشاره میکنه به درخت، میگه: درخت! راهبه کلی حال میکنه، یکم جلوتر اشاره میکنه به یک کوه، میگه: «کـوه» بازم رئیس قبیله کلشو تکون میده، میگه: کوه! خلاصه به همین منوال جناب راهب کلی زبان به جناب رئیس قبیله یاد میده، تا اینکه بین درختا میرسن به یک زن و مرده که شدیداً به کار خیر مشغول بودن... راهبه یکم فکر میکنه، میگه: «دوچرخه‌سواری!» رئیس قبیله اخم میکنه، نیزشو در میاره، میزنه مردک بدبخت رو لت و پار میکنه. راهبه کف میکنه، میره بهش (صد البته به زبون بومی) میگه: بابا من این مدت این همه راجع به صلح و دوستی چیز یاد شما دادم، چرا زدی این بدبخت رو کشتی؟ رئیس قبیله اشاره میکنه به زنه، میگه: «دوچرخه من!»


ترک میره رستوران پیش خدمت میگه:
آقا شیر بیارم یاموز
ترکه میگه:اقا دست شما درد نکن یکی از اون یاموزابرای ما بیار



به ترکه میگن چرا یک حرف رو باید برات دوبار تکرار کنن
ترکه میگه:ها؟؟


یه ترکه باسه اولین بار جلوی آیینه میره .با خودش میکه این چهره چقدر برام آشناست.بعد مگه او او من اینو توی آرایشگاه دیدم
لیلی

یکی میمیره می ره بهشت زیر پای مادرا له می شه


یکی می ره سربازی دور کلاش قرمزی
زهرا

یه روز یه خرگوشه این قدرهویج
می خوره یکی ازش میپرسه چرااین قدر هویج می خوری
خرگوش:هویجوری


قوانین فیلمهای هالیوود


§        عملیات پلیسی همیشه حتما به کلوب استریپ‌تیز کشیده میشه.
§        هر شماره تلفنی با 555 شروع میشه.
§        تختخوابها یک روکش مخصوص با فرم L دارند که خانمها رو تا سینه بپوشونه و آقایون رو از کمر به پایین.
§        در هر ساک خریدی دست کم یک نون باگت پیدا میشه.
§        هر کس میتونه یه هواپیمای در حال پرواز رو به زمین بنشونه، به شرط اینکه یک نفر از برج مراقبت بهش قدم به قدم توضیح بده.
§        ماتیک لب هرگز پاک نمیشه، حتی حین غواصی.
§        لوله‌های سیستم تهویه مطبوع در هر ساختمونی بهترین نقطه برای مخفی شدن هستند و ضمنا میشه از طریق اونها به هرجای ساختمون راه پیدا کرد.
§        اگه کسی بخواد اسلحه‌اش رو پرکنه همیشه خشاب اضافه همراه داره.
§        برای زنده موندن در هر جنگی کافیه که آدم از نشون دادن عکس عزیزانش به این و اون پرهیز کنه.
§        هر کسی میتونه بدون دونستن زبون، خودش رو با ملیت خاصی معرفی کنه، به شرط این که کمی لهجه داشته باشه.



§        اگه یه هیولا یا یک فاجعه، شهری رو تهدید کنه، همیشه تنها فکر و ذکر شهردار کم شدن توریستها یا بازدیدکنندگان یک نمایشگاهه.
§        اگه خانمی با موهای بلند بخواد از کسی جدا بشه و خداحافظی کنه یه دفعه باد میاد.
§        کلا تعداد خانمهای مو بلند و خوشگل و خوش هیکل میره بالا. از نظافتچی گرفته تا منشی و مدیر کل همه میتونند در مسابقه دختر شایسته، بالاترین مقامها رو به دست بیارند. ولی قیافه و هیکل آقایون تغییر زیادی نمیکنه.
§        برج ایفل ازهر نقطه شهر پاریس قابل دیدنه.
§        مردها بدون این که خم به ابرو بیارند تا جون دارند کتک میخورند، اما همین که زنی با پنبه و الکل زخمهاشون رو تمیز میکنه دادشون درمیاد.
§        ویترین مغازه‌ها فقط به درد این میخوره که یکی با کله یا ماشین از وسطشون رد بشه.
§        برای پرداخت کرایه تاکسی کافیه که یه اسکناس از کیف پول بیرون کشیده بشه. همیشه مبلغش صحیحه.
§        تولید مثل با هر موجودی در کهکشان ممکنه.
§        آشپزخونه‌ها خودشون هیچوقت چراغ ندارند. با نور چراغ یخچال میشه همه چیز رو دید.
§        هر وقت توخونه‌ای خطری، روحی، هیولایی، چیزی باشه، خانم صاحبخونه حتما با لباس زیر بدن نما باید بره ببینه چه خبره.
§        کامپیوترها هیچ سیستم یا برنامه خاصی ندارند. روی صفحه مونیتور همیشه فقط نوشته enter password و بعد از نوشتن کلمه رمز متن مورد نظر رو نشون میده.
§        مادرها همیشه در حال آشپزی هستند. مهم نیست که آخر کسی چیزی بخوره یا نه.
§        روسای پلیس همیشه یا بهترین همکارشون رو اخراج میکنند، یا بهش چهل و هشت ساعت وقت میدند که پرونده رو ببنده.
§        شعله یه چوب کبریت بزرگترین سالنها رو روشن میکنه، ولی قویترین نورافکن هالوژن اون گوشه رو که مهمتر از همه است تاریک میذاره.
§        دندونهای دهاتیهای قرون وسطی مثل برف سفید و مرتب هستند.
§        هر کس کابوس میبینه باید از جاش بپره و نفس نفس بزنه و خیس عرق بشه.
§        حتی اگه جاده صاف و مستقیم باشه باید راننده عین دیوونه‌ها فرمون رو به چپ و راست بچرخونه.
§        همه بمبها یک عالم سیم و چراغهای قرمز چشمک‌زن دارند و یه ساعت دیجیتال که نشون میده کی میرن هوا.
§        هر جا بری جلوی ساختمون مورد نظر یه جای پارک پیدا میشه.
§        پلیسها فقط موقعی موفقند که اخراج شده‌اند.
§        اگه کسی وسط خیابون برقصه همه همراهی میکنند، اونهم با هماهنگی کامل.
§        هر کامپیوتری میتونه رابطه موجودات فضایی با سفینه شون رو مخدوش کنه یا رمز ورودشون رو پیدا کنه.
§        مهم نیست که چند نفر به یکی حمله میکنند، با اینحال همیشه یکی یکی میان جلو.
§        هر وقت به اره‌برقی احتیاج پیدا کنی یکی دم دستته.
§        هر دری رو میشه با یک سنجاق سر یا کارت اعتباری باز کرد، مگه اینکه مال یه ساختمون در حال سوختن باشه و بخوای یه بچه‌رو که اون تو گیر کرده نجات بدی.
§        هر وقت تلویزیون رو روشن کنی داره اخبار نشون میده. یکی از خبرها هم همیشه مربوط به خودته.
§        زنها بلد نیستند دو قدم بدوند. همیشه میخورند زمین و مچ پاشون ضرب میبینه.
§        اسبها در برابر نیزه و گلوله و توپ و تانک روئین تن هستند، ولی در حساسترین لحظه پاشون به یه مشت علف گیر میکنه و میخورند زمین (اگه سوارکار زن باشه مچ پاش ضرب میبینه).
§        گلوله به سوپرمن اثری نداره، ولی اگه خود هفت‌تیر رو به طرفش پرت کنی سرش رو میدزده.
§        هر ماشینی به راحتی تو هر گاراژی جا میگیره.
§        سفینه‌های فضایی توالت ندارند.
§        مسافرین دهاتی ساده لوح و مهربون که تنها یه آرزوی ساده دارند، مثلا دیدن مجسمه آزادی نیویورک، بعد از نیم ساعت میمیرند.
§        بچه‌های با استعداد همیشه دارای والدین الکلی یا سنگدل هستند.
§        هیچ ماشینی تو جنگلهای تاریک و ترسناک به موقع روشن نمیشه.
§        اگه یه ماشین بخواد کسی رو زیر کنه طرف به جای به کنار پریدن مستقیم جلوی ماشین میدوه.
§        ضمنا حتی بهترین و سریعترین ماشین نمیتونه بهش برسه و زیرش کنه.
§        هر موجود فضایی که میاد به زمین همیشه اول میره آمریکا و اول از همه بیس بال یاد میگیره.
§        هر ماشینی که تصادف میکنه بلافاصله منفجر میشه.
§        البته اگه راننده‌اش آدم خوبی باشه ماشینه اول صبر میکنه تا طرف پیاده بشه و چند متر بره اونورتر، بعد منفجر میشه.
§        اگه در حال فرار باشی گلوله‌ها ماشین رو آبکش میکنند و شیشه جلو و عقب خورد و خاکشیر میشن ولی دریغ از یک گلوله که به سرنشینها بخوره.
§        اگه آدم بدی خودش رو عوض کنه و توبه کنه بی برو برگرد به زودی میمیره.
§        آدمهای بد همیشه بازنده هستند.



نخس



اگه گفتین ترکها وقتی بچه هاسشون نمی خوابن چی میکنن؟

وزق مهربان

یه روز به یه ترکه میگن سه تا ارزو بکن میگه دوست دارم یه پیکان داشته باشم

میگن آرزوی دومی- میگه یه پیکان دیگه هم داشته باشم

میگن ارزوی سومی -میگه یه پیکان دیگه هم داشته باشم

میگن چرا همش پیکان. میگه میخام بفروشم یه ۲۰۶ بخرم
*حرف های قشنگ قشنگ*

سوار کاری در عرصه ی مسابقه بر اسبی بنشست و یال اسب در دست گرفت . اسب تاختن آورد و سوار از پشت آن لغزید و از ابتدای یال به انتهای دمب آن رسید ! پس آواز در داد : آهای ...! این اسب تمام شد یک اسب دیگر بیاورید .
حرف های قشنگ قشنگ(مهدی۱۳۶)

یکی شلوارش رو بر عکس می پوشه . ننش می بینه بهش می گه : الهی قربونت برم . وقتی میری انگار داری میایی .

حرف های قشنگ قشنگ

یه روز آقای اضراییل (عضراعیل) می ره سراغ آقای غضنفر تا جونش رو بگیره بعدش غضنفر خودش رو می زنه به مردن . بعد حدس می زنید چی شد !! هیچی دیگه جک تموم شد .
سیاوش

یک ایرانی با یک خارجی ازدواج می کنند خارجی اسمش بیل هست مرند رستوران مادر دختر زنگ میزنه می گوید چکار می کنی میگه دارم با بیل غذا می خورم می گه وای خدا مرگم بده قاشق نداشتی با بیل غذا میخوری
عجب

خروسه می خواسته زن بگیره پول نداشته می ره گالینا بلانکا می خره!!!
سنتی

ضرات امتحانات : افزایش بار علمی به طور نا خواسته ! کمبود شدید خواب و کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاری ! برای معلمان ! افزایش خشونت علیه حیوانات (خر زنی !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش های غلط تقلبی ! سردرد حاصل از تمرکز شدید برای یافتن راههای مدرن تقلب

سنتی

میدانی درد بی درمان چیست؟؟ دردیست که درمان ندارد عشقیست که معشوق ندارد بوستانیست که گل ندارد گلیست که بلبل ندارد بلبلیست که دل ندارد دلیست که قرار ندارد قلبیست که ایمان ندارد وسرانجام مطلبیست که پایان ندارد

مشت

خدا رو دوست دارم چون *آی دیش* همیشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پی ام ها* جواب میده خدا رو دوست دارم چون حرفای آدم رو *سند توآل* نمی کنه خدا رو دوست دارم چون هیچ کسی رو *ایگنور* نمی کنه خدا رو دوست دارم چون ، خداست



یک بنده خدایی لنگ بوده و روی کشتی هم کار می کرد هروقت از سرکارش می آمده تمام بدنش خیس بوده زنش باهاش دعوا می کنه این چه وضعیه تو چرا هر وقت می آیی همه لباسهایت خیس است
بنده خدا می گه هروقت کشتی را نگه می دارند می گویند لنگرو بندازید و من برمی دارن می ندازن تو دریا  
aseman

می دونیدجراشب اول قبر همراه ترکها به جای دو تا فرشته ۶۲ تا فرشته همراهشون می شه؟ دوتای اولی که نکیر ومنکر هستند۶۰ تای دیکه برای اینکه جریان ره بهش بفهمونن.
افشین نگو یه دسته گل

اول از همه یه آرزو واسه شما

آرزو دارم خوشی هاتون مثل اسهال باشه مداوم مکرر روان وروشن

اگه گفتی کی به همه محرمه؟ سوپر مارکتی چرا؟ چون به همه شیر می ده

مگسه به زنش می گه:عزیزم طعم لبای تورو هیچ گهی نداره




hojatdelbar(computer2933)

یه نفر کولرش خراب میشه . با عصبانیت به بچه هاش می گه : مگه نگفتم ۴ نفری جلوی کولر نشینید


یه چوب کبریت سرشو می خوارونه و اتش میگیره.
سوکینه چسم آبی

خره لنز میزنه میره جنگل حیونا جنگل چب چب نگاش میکونن خره میگه چیه مگه آهو ندیدین.((سوکینه چشم آبی))


یه دیوونه درخونه خودشو می زنه فرار می کنه



دو تا چینی میخورن بهم میشکنن
جیگرطلا

یه روز خودکار قرمزه باباش میمیره تا یه هفته سیاه می نویسه
رضا ابلیس

یه روز پرتغال خودش رو میزنه تو دیوار میگه می خوام خونی شم


غضنفر می ره سینما می بینه چراغ ها خاموشه برمی گرده
http://khanehelabkhand.blogsky.com/target=_blank

یکمرغ عشق با یک یاکریم عروسی میکنه اسمه بچشون میشه کریم عشقی
علی اکیلا

یک چوب کبریت سرش رو میخارونه اتش می گیرید
حم......

غضنفر میره بدنسازی بهش میگن هفته اول بدن درد میگیری میگه  باشه میرم هفته دوم میام


فهیمه

دوتا میخ میرن تو آب. زنگ می زنند .فرار می کنند.


می دونید چه جوری میشه یه اصفحانی رو زجر داد ؟ ببندیدش به تیر چراغ برق بعد بهش بگید کوچه اونطرفی شام میدن

/ 0 نظر / 6 بازدید